تبلیغات

دفتر اسناد رسمی 338 مشهد - کتاب چاپ آخر ( مجموعه شعر حمید سالاریان )


 
آدرس دفترخانه :
مشهد - معلم 46 - پلاک 84 - طبقه دوم
تلفن : 05138931055 - 05138929357
این وبلاگ صرفاً جنبه آموزشی داشته و هیچگونه جنبه تبلیغی ندارد .

سایر آدرس های کمکی وب سایت ما :

Notary338.mihanblog.com

Daftar338.mihanblog.com

  :: مدیر وبلاگ : حمید سالاریان



» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» آخرین بازدید :
» بازدید کل :

   
کتاب چاپ آخر ( مجموعه شعر حمید سالاریان ) ||| امتیاز به مطلب :
دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت 09:48 ق.ظ | به کوشش حمید سالاریان | ( نظرات )

تعدادی از اشعار کتاب 

دست‌هایت روسری را از وسط تا می‌کند

این مثلث در مربع سخت غوغا می‌کند

مثل یک منشور در برخورد با نور سفید

روسری، رویِ سرِ تو رنگ پیدا می‌کند

سبز، قرمز، سرمه‌ای، فرقی ندارد رنگ‌ها

صورت تو روسری‌ها را چه زیبا می‌کند!

می‌شود هر تار مو یک « شب » ولی یک روسری

این همه شب را چطوری در دلش جا می‌کند؟

باد می‌ریزد به دورت حسرتِ تلخ مرا

باد روزی روسری را از سرت وا می‌کند

----------------------------------------------

لعنت به تو فرات ! به موجت به بسترت

لعنت به قطره قطره آب محقرت

این ننگ تا قیام قیامت وبال تو

پیش ات حسین تشنه و نوشیده کافرت !

خود را منافقانه " گوارا " مخوان ! که خوب

در کربلا عیان شده آن روی دیگرت

" خاک " از شراره های عطش کاست در حرم

ای آب ، تف به غیرت از خاک کمترت

تیری که از زیارت شش ماهه می رسید

گفت از گلوی خشک ، نشد حیف باورت

بودند دیو و دد همه سیراب و می مکید

خاتم ز قحط آب سلیمان برابرت

باید از اینکه هست گلآلوده تر شوی

آب فرات ... تا به ابد خاک بر سرت !

----------------------------------------------

آن لحظه که از روسری مو را رها کردی

بانو نمی دانی که با دینم چه ها کردی

موی سیاه و مخملی وقتی پریشان شد

در جـای جـای شهـر قلبـم کودتا کردی

شورش به پا شد از پریشانی موهایت

با موجهای موی لختت شر به پا کردی

ماه از تن پیراهنت هی دکمه وا می کرد

هر شب پلنگـی را بـلای جان ما کردی

از آن زمانی که مدل مو را عوض کردی

قانون صید شیر و آهو را عوض کردی

مویت به دست باد رقصید و خبر آمد

سبک هنرمندان باکو را عوض کردی

وقتی کنارت چای با عطر تو نوشیدم

معنی چای قند پهلو را عوض کردی

بانو شنیدم کل تهران زرد می پوشند

حتما دوباره رنگ گیسو را عوض کردی

امـروز سالنهـای آرایـش قیــامت بــود

بانو یقین دارم مدل مو را عوض کردی ... !

----------------------------------------------

در صدایت مستی بی حد و ممتد ریخته

در نگاهت الکل هشتاد در صد ریخته

گیسوانت فکر جنگی تازه در سر دارد و

چشمها طرح شبیخونی مجدد ریخته

شاعران از موی صاف و لخت کمتر گفته اند

بسکه مضمون در دل موی مجعد ریخته

موی از صد دولت آزاد تو بانو سالهاست

فتنه ها در دامن قشر مقید ریخته

شیطنتهایت به شیطان هم سرایت کرده است

در نگاه تو خدا آنچه نباید ... ریخته

----------------------------------------------

عرش افتاده زمین یا پسرم افتاده ؟

چیست این شور که در بین حرم افتاده ؟

آه یعقوب کجایی که ببینی امروز

گله ای گرگ به جان پسرم افتاده

شده ام آینه و نقش ترکهای لبت

مو به مو زخم شده بر جگرم افتاده

این تو هستی همه جا ریخته ای ؟ اما نه

پاره های تن من دور برم افتاده

تو سبک تر شده ای بین عبا یا اینکه

چند عضو بدنت پشت سرم افتاده

اول جنگ رسیدیم به آخر افسوس

در همان مصرع اول سپرم افتاده




:: برچسب‌ ها : کتاب چاپ آخر , مجموعه شعر حمید سالاریان ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
دوشنبه 8 آبان 1396 11:26 ب.ظ
عالی وفوق العاده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.