تبلیغات

دفتر اسناد رسمی 338 مشهد - مطالب دی 1395


 
آدرس دفترخانه :
مشهد - معلم 46 - پلاک 84 - طبقه دوم
تلفن : 05138931055 - 05138929357
این وبلاگ صرفاً جنبه آموزشی داشته و هیچگونه جنبه تبلیغی ندارد .

سایر آدرس های کمکی وب سایت ما :

Notary338.mihanblog.com

Daftar338.mihanblog.com

  :: مدیر وبلاگ : حمید سالاریان



» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» آخرین بازدید :
» بازدید کل :

   
معنای چند اصطلاح حقوقی ||| امتیاز به مطلب :
چهارشنبه 8 دی 1395 ساعت 02:23 ب.ظ | به کوشش حمید سالاریان | ( نظرات )

 

ارتفاق : حقی است برای ملک شخصی در ملک دیگری .

 

استرداد : باز پس گرفتن .

 

اشل : پایه .

 

تئوری : نظر و نظریه .

 

تأمین : وثیقه و تضمین .

 

تالی فاسد : نتیجه فاسد .

 

تدلیس : اعمالی که موجب فریب طرف معامله شود .

 

تزویر : جعل .

 

تظلم : شکایت و دعوی .

 

تغریب : تبعید ، نفی بلد .

 

تفاسخ : اقاله .

 

تنزیل : پست کردن .

 

تولیت : تصدی امور وقف .

 

ثالث : کسی که طرف عقد نیست هر چند که قائم مقام یکی از طرفین باشد .

 

ثبوت : وجود و تحقق .

 

جائر : ستم کننده .

 

جارح : کسی که عدالت دیگری را مورد ایراد قرار میدهد .

 

جیرو : ظهر نویس .

 

حد : منع و بند .

 

حصه : سهم مشاع .

 

حق وتو : حق رد کردن (من مخالفم ) .

 

خوانده : مدعی علیه .

 

دائره : شعبه .

 

دائن : کسی که تعهدی به نفع او بر ذمه غیر وجود دارد ( بستانکار ) .

 

داد برده : محکوم له .

 

داد خواهی : دعوی .

 

دادستان : مدعی العموم .

 

داعی : غرض .

 

دستینه : امضاء .

 

دوسیه : پرونده .

 

دفینه : مالی که در مکانی دفن شده و تصادفا یافت میشود .

 

دندانی : تراز .

 

ذمه : حقی که شخصی به عهده دیگری دارد .

 

رایزن : مستشار سفارت .

 

رجم : سنگسار کردن .

 

رایش : کسی که دلال و واسطه در دادن رشوه از طرف دهنده رشوه به گیرنده رشوه میباشد .

 

روادید : ویزا .

 

سب : توهین ( ناسزا ) .

 

شارع : قانون گذار و مقنن .

 

ظلامه : شکوائیه و عرض حال .

 

عطف : برگشتن .

 

غریم : بستانکار ، حصه .

 

سرقفلی : پولی که مستأجر ثانی به مستأجر سابق در موقع انتقال اجاره بلاعوض میدهد و هم چنین مستأجر اول به موجر مالک میدهد .

 

ضباط : بایگان .

 

عقار : اراضی .

 

سجل : نوشته .

 

زن متعه : زن صیغه .

 

رهان : هر نوع برد و باخت .

 

رد : نپذیرفتن ، برگرداندن ، تخطئه کردن .

 




:: مرتبط با : مطالب آموزشی ,
فرق محتویات و مندرجات سند رسمی ||| امتیاز به مطلب :
دوشنبه 6 دی 1395 ساعت 07:50 ب.ظ | به کوشش حمید سالاریان | ( نظرات )

اسناد رسمی  شامل دو قسمت است  :

1 - محتویات

2 - مندرجات

میتوان گفت محتویات مربوط به فرم سند است یعنی آن فرم مادی و تشکیل دهنده فرم سند است که همه اسناد آن را دارند مثل تاریخ تنظیم سند - شماره دفتر خانه - موضوع سند چیست ؟ وکالت ، رضایت ، اقرار ،  بیع و ... امضاء طرفین تنظیم کننده سند و امضای سردفتر تنظیم کننده سند و امضاء دفتریاراین موارد محتویات سند است و در هر سندی به تفاوت وجود دارد  .

مندرجات سند دو قسمت است :

1 ) اقاریر طرفین تنظیم كننده سند یعنی آنچه كه طرفین اظهار می كنند یا طرف تنظیم كننده عنوان می كند و سردفتر در سند منعكس می كند .

2 ) اظهار نظر خود سردفتر است . سردفتر ممكن است مثلا بنویسد كه ثمن معامله نقدا پرداخت شده . این نظر خودش را می نویسد هویت طرفین را احراز می كند این نظر خودش است كه در سند منعكس می گردد و از جمله مندرجات است آنچه كه مربوط به مندرجات است همان اقرار طرفین به مطلبی است كه توسط سردفتر در سند درج شده است و آنچه كه مربوط به محتویات است آن چیزهایی است كه سر دفتر به عنوان مأمور دولت كه ناظر امر بوده در سند نوشته است مثل شماره ، دفتر خانه ، تاریخ تنظیم سند و نام و مشخصات طرفین و امضا طرفین و سردفتر .

ماده 70 ق . ث مندرجات و محتویات را جدا كرده است . قسمت اول  ماده مزبور در رابطه با محتویات است و قسمت دوم ماده در رابطه با مندرجات و تبصره ای هم ذیل این ماده است كه با توجه به ماده 1292 ق . م توضیح داده می شود .

مطابق این ماده از قانون ثبت آنچه مربوط به محتویات سند است ، هیچكس نمی تواند منكر آن بشود و اگر منكر بشود مسموع نیست مگر این كه مدعی جعلیت آن شود و در این قسمت اگر قاضی وارد رسیدگی به انكار شود ، خودش قابل تعقیب است . رسیدگی به انكار نسبت به محتویات سند اینكه فردی بگوید كه من به این دفتر خانه اصلا نرفته و این سند را امضا نكرده ام قاضی اگر وارد رسیدگی به انكار بشود خود قاضی قابل تعقیب است.

در مورد مندرجات نیز انكار مسموع نیست و مانند محتویات سند نباید وارد رسیدگی به انكار شد . طرف نمی تواند منكر مندرجات سند بشود و اگر هم منكر شود  قاضی نباید به آن ترتیب اثر بدهد و وارد رسیدگی به انكار شود چون سند رسمی است ولی نسبت به مندرجات بر خلاف محتویات ( غیر از ادعای جعل ) قاضی می تواند به ادعای دیگر هم وارد رسیدگی شود . مثلا مدعی علیه می تواند بگوید به تعهد خود عمل كرده ام یا بگوید سند از جهات قانونی از اعتبار افتاده است ( قسمت اخیر ماده 1292 ق . م )

 




:: مرتبط با : مطالب آموزشی ,
چه مراحلی باید طی شود تا یک ملک مشاعی به فروش برسد ؟ ||| امتیاز به مطلب :
دوشنبه 6 دی 1395 ساعت 07:40 ب.ظ | به کوشش حمید سالاریان | ( نظرات )

v      مرحله اول اینکه در مورد ملک ، پلاک ، زمین ، مستغلات بنا به تصمیم و حکم قطعی مراجع ذیصلاح ، چه اداره ثبت و چه از طریق دادگاه مبنی بر غیرقابل افراز بودن صادر شود . 

v      مرحله دوم هر یک از شرکا می توانند درخواست فروش دهند  .

v      مرحله سوم اینکه دادگاه باید دستور فروش دهد ، یعنی شریک من باید مراجعه کند به دادگستری و درخواست فروش ملک غیرقابل افراز را بدهد . چون دستور است و حکم تلقی نمی شود قابل تجدید نظرخواهی نیست و دادگاه در صورت وقوع اشتباه رأساً می تواند اشتباه را اصلاح کند .

v      مرحله چهارم نیز این است ملک از طریق مزایده به فروش برسد . در مزایده کارشناس یک ارزش پایه ای برای ملک تعیین می کند و کسی برنده مزایده است که بالاترین پیشنهاد را داده باشد. نکته این است که عدم حضور شرکا یا ثالث در جلسه مزایده مانع از انجام مزایده نخواهد بود و همان شخصی که درخواست فروش کرده است خودش هم می تواند این ملک را خریداری کند .




:: مرتبط با : مطالب آموزشی ,
نحوه رسیدگی دادگاه به درخواست فروش ملك غیر قابل افراز ||| امتیاز به مطلب :
دوشنبه 6 دی 1395 ساعت 07:31 ب.ظ | به کوشش حمید سالاریان | ( نظرات )

زمانی كه یك ملك قابل افراز نباشد و اداره ثبت و دادگاه عدم قابلیت افراز را تشخیص دهد مطابق ماده 4 قانون افراز وفروش املاك مشاع كه مقرر میدارد : « ملكی كه به موجب تصمیم قطعی غیر قابل افراز تشخیص شود با تقاضای هر یك از شركاء و به دستور دادگاه شهرستان فروخته می شود » در پی درخواست فروش از سوی یك یا چند نفر مالكین مشاع ، دادگاه صرف یك دستور و اعلام به اجرای احكام نسبت به فروش آن اقدام خواهد نمود .

نكاتی را كه در خصوص رسیدگی دادگاه به اینگونه درخواستها باید به آنها توجه بنماییم بطور خلاصه عبارتند از  :


1 - دستور فروش ملك غیر قابل افراز ، با عنایت به ماده 4 قانون افراز و ماده 9 آیین نامه اجرایی قانون مذكور نیاز به تقدیم دادخواست و پرداخت هزینه دادرسی و تعیین وقت رسیدگی و النهایه صدور حكم نیست زیرا مانند درخواست اجرای حكم است .

2 - تصمیمی كه دادگاه در برابر اینگونه در خواستها اتخاذ می نماید در قالب حكم یا قرار نیست ، بلكه دستور است و نظر به اینكه تابع تشریفات رسیدگی آیین دادرسی مدنی نمی باشد قابل تجدید نظر خواهی و فرجامخواهی نمی باشد . اداره حقوقی دادگستری در نظریه شماره 455 / 7 - 66/12/08 چنین اظهار نظر نموده است : « با توجه به مقررات ماده 4 قانون افر از مصوب 57/08/22 ، ملك مشاعی كه در مرجع ثبتی غیر قابل افرازتشخیص داده شده ، به دستور دادگاه فروخته می شود .لذا نیاز به صدور حكم نیست بنابراین در مرحله اجرا واحد اجرای احكام می تواند برای تعیین حدود اربعه و قیمت پایه و تنظیم كروكی وغیره رأساً اقدام نماید .

3 - دستور فروش ملك غیر قابل افراز فاقد اعتبار قضیه محكوم بها است  .

4 - در رسیدگی به تقاضای فروش ملك غیر قابل افراز چنانچه تشریفات آیین دادرسی مدنی رعایت گردد یك تخلف انتظامی محسوب می گردد .

5 - دستور فروش ، نظر به اینكه حكم نمی باشد بنابراین مستلزم تقاضای صدور اجرائیه نمی باشد و صرف تقاضای اجرای حكم از ناحیه احدی از شركا كافی به نظر می رسد .

6 - واحد اجرای احكام مدنی پس از وصول درخواست و ثبت آن طبق ماده 5 قانون افراز و مواد9 و 10 آیین نامه قانون افراز مكلف به اجرای دستور فروش خواهد بود .




:: مرتبط با : مطالب آموزشی ,
تفاوت معانی واژگان مهم حقوقی ||| امتیاز به مطلب :
دوشنبه 6 دی 1395 ساعت 09:57 ق.ظ | به کوشش حمید سالاریان | ( نظرات )


تفاوت بعضی واژگان مهم حقوقی

 

عقد با توافق، و عقد با معامله چه فرقی می‌کند ؟

 هر عقدی مستلزم توافق است اما هر توافقی عقد نیست . هرگاه عقد جنبه مالی داشته باشد آنرا معامله می‌گویند و هرگاه غیر مالی باشد عقد می‌گویند .

 

تفاوت اقاله یا تفاسخ با انفساخ چیست ؟

 اقاله یا تفاسخ انحلال قرارداد با تراضی دو طرف است ؛ اما انفساخ انحلال قرارداد به حکم قانون است .

 

نسخ با تخصیص چه تفاوتی دارد ؟

 نسخ قانون را بطور کلی از بین می‌برد اما تخصیص شمول قانون را محدود می‌کند .

 

رضا با قصد چه تفاوتی دارد ؟

 رضا حالتی درونی است ؛ قصد حالتی بیرونی است .

 

ابراء با اعراض چه تفاوتی دارد ؟

 ابرا چشم پوشی از حق دینی است ؛ اعراض چشم پوشی از حق عینی است .

 

ممانعت با مزاحمت چه تفاوتی دارد ؟

 ممانعت کل حق را می‌گیرد اما مزاحمت  کل حق را نمی‌گیرد .

 

اذن با اجازه چه تفاوتی دارد ؟

 اذن قبل واقعه حقوقی است ولی اجازه بعد از واقعه است .

 

واژه ی تائید، ابرام، نقض و فسخ چه معنایی دارند ؟

 تائید : تائید رای در دادگاه تجدید نظر است . ابرام : تائید رای در دیوان عالی کشور است . نقض : نقض رای در دیوان عالی کشور است . فسخ : نقض رای در دادگاه تجدید نظر است .

 

گذشت با رضایت چه تفاوتی دارد ؟

 گذشت در امور کیفری است ؛ رضایت در امور حقوقی است .

 

اراده با اختیار  چه تفاوتی دارد ؟

 اختیار امری بیرونی است ؛ اراده امری درونی است .

 

 واژه میبایست با میباید چه تفاوتی دارد ؟

 می‌بایست مربوط به گذشته است می‌باید مربوط به آینده است .

 




:: مرتبط با : مطالب آموزشی ,
:: برچسب‌ ها : تفاوت معانی واژگان مهم حقوقی ,